دنیای کثیف...............

هیچ کس مرا حس نکرد.............

هستم ولی خستم ............

پشت سر

پشت سر

پشت سر جهنمه

روبرو

روبرو

روبرو

پرتگاه عالمه



[ سه شنبه هفتم آبان 1392 ] [ 16:5 ] [ مجتبی ] [ ]
یکی بود دیگه نیست...............

چه ميگويند که يکي بود و يکي نبود ؟!


پس چرا براي من فقط يکي نبود مصداق دارد ؟!





یکی بود



دیگه نیست.........................

[ دوشنبه چهاردهم مرداد 1392 ] [ 20:5 ] [ مجتبی ] [ ]
عشق........


دل کندن از اون همه عشقی که به تو داشتم


منو به جایی رسوند که حالا ،


تو چشمای یکی دیگه زل بزنمو بگم:


عاشقمی؟!! خب به درک...!!



مــن خوبـم


خسـته نیســتم


فـقط گـاهـی


دســتم بـه ایـن زندگـی نمــی رود !!

[ دوشنبه سی و یکم تیر 1392 ] [ 14:57 ] [ مجتبی ] [ ]
میدونه.............


اونی کـ ه حالت رو نمی پرســ ه

خوب می دونــ ه

حالت پرسیدن نداره!!



[ جمعه چهاردهم تیر 1392 ] [ 13:4 ] [ مجتبی ] [ ]
خر..............


دوست داشتن یعنی


حتی وقتی مثل سگ و گربه به جون هم افتادیم.


شب پیام بده: آشتی نکردیما..من بدون تو خوابم نمی بره..!








تو هر زمینه ای خر شدیم ،


به جز “خرپولی” !

[ جمعه چهاردهم تیر 1392 ] [ 12:30 ] [ مجتبی ] [ ]
یادش بخیر...............



حالا دیگر خیلی وقتها می شود که از خودم بدم می آید....

یادش بخیر.....

یک زمانی بود که همیشه از خودم خوشم می آمد ...



 هعی روزگار


اسمان هم گاهی دلش میگیرد من که ادمم......................

[ جمعه هفتم تیر 1392 ] [ 1:22 ] [ مجتبی ] [ ]
بی حس...........



از يه جايي به بعد ديگه حسش نيست غصه بخوري...



 رسما غصه تورو ميخوره








بدترین چیز:



اون خنده ی اجباری برای حفظ آبرو بعد از یه زمین خوردن وحشتناکه


[ یکشنبه دوم تیر 1392 ] [ 11:24 ] [ مجتبی ] [ ]
دلتنگی...........


دلتنگي يعني روبروي دريا ايستاده باشي


و


خاطرات يک خيابان خفت کند!!!



بيايد به هم دست بديم !



 من از پا دادن هاي امروزي ميترسم ..

[ دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1392 ] [ 17:50 ] [ مجتبی ] [ ]
نا رفیق................


مرد اگر اين غرور لعنتي


 و اين اسم کاذب را با خود يدک نمي کشيد


 مطمئن باش

 از هر زني بيشتر مشتاق يک نوازش و يک آغوش است .....!




به سلامتي رفيقي که تو شرايط خاص
 .
 .
 .
 .
 .
 .
 .
 .
 .
 ميدونه اخلاقت سگه ،
 ميدونه اعصاب نداري،
 ميدونه حوصله نداري،
 ميدونه بيتابي بي دليل،
 
اما بازم ميگه، ميدونم حالت خوب نيست،

اما هنوزم مث اول ميخوامت...

[ جمعه هفدهم خرداد 1392 ] [ 14:40 ] [ مجتبی ] [ ]
زخمی................

خوره افتاد به جونمون


تموم جونمونو خورد ..........................









داریم آهسته آهسته


تو این تنهایی می میریم.....................

[ شنبه یازدهم خرداد 1392 ] [ 22:9 ] [ مجتبی ] [ ]